خاطرات لاتاری گرین کارت
سفرنامه رضا و خانمش به آنکارا در ماه آگوست 2008

سلام مردم!

خوب اینم  سفرنامه مفصل و کاملا متفاوت رضا و خانمش از مصاحبه در آنکارا. نکات خیلی جالبی توش هست که یک نگاه تیزبین میخواد که متوجه اونا بشه. یکی از بهترین سفرنامه هاست. ازدستش ندید.

آقا رضا شما اختیار داری من کاری نکردم و همت خود شما و بچه ها بوده و بس. البته تاثیر اون بستنی که باهم خوردیم هم کم نبود!

 سعی میکنم یک جایی پیدا کنم و این محتویات پاکت دوم  که برای رضا ایمیلش کردند رو برای دانلود بذارم.

واما سفر نامه رضا و خانمش بدون کم و کاست:

 

این سفرنامه رو با تشکر از خداوند در درجه اول در درجه دوم به سعید شروع میکنم.

سعید جان مدیونتیم.

سفرنامه ما فرق چندانی با سفرنامه های دیگران در آنکارا نداشت همه آن مراحل اتفاق افتاد که برای اکثر افراد مصاحبه شونده در آنکارا اتفاق افتاده است. لذا این سفرنامه رو سعی میکنم به شکلی دیگر که حاوی نکاتی باشد که پر رنگتر است بنویسم و اشاره به نکاتی بکنم که در خور توجه است و شاید کمکی برای دوستان آینده باشد هرچند همه این حرفا تکراری است و قبلا گفته شده. معما چون حل شود آسان شود.

 

 

باورم  نیست ز بد عهدی  ایام  هنوز           قصه  غصه  که  در دولت  یار  آخر  شد

ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد            که  به  تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

 

 

قصه رو از زمانی شروع میکنم که شماره ما xxx13 برای ماه آگوست کارنت شد. یعنی جز افراد آخری 2008 بودیم و انتظار کارنت شدن و رسیدن ویزا رو نداشتیم . با تلفن به KCC از زمان مصاحبه در آنکارا باخبر شدیم گفنتند اوایل ماه آگوست است و شروع به ترجمه مدارک کردیم.سپس منتظر نامه بودیم تا 20 روز مونده به مصاحبه از نامه دوم خبری نبود که نبود با مکاتبه با سفارت آنکارا نامه رو بصورت فایل ورد به ما ایمیل کردند و مسئله نامه دوم حل شد. مدارک رو همونی که خواست فرستادیم.

 نه کم نه زیاد!! ( نامه دوم پبوست این نامه هست میتونید دانلود کرده بخوانید )

 ( یعنی آخرین مدرک تحصیلی فقط و فقط برای برنده اصلی )

 

(( بعضی از دوستان مدارک فرد غیر اصلی رو که شامل 10 کیلو مدارک تخصصی و حرفه ای بود رو میفرستند که فکر کنم افسر کنسول عوض تاثیر مثبت در پرونده فرد به دید منفی به آنها نگاه میکنه . میگین چرا ؟؟ خوب در قسمت فابل مدارک که برنگ قرمز من آن را مشخص کردم ذکر شده آخرین مدرک تحصیلی برای برنده اصلی است. بعنی از فرد دیگر بجز برنده اصلی پرونده چه زن یا مرد نامی برده نشده. افسر کنسول فکر میکند که آدمی با تحصیلات 10 کیلویی مدارک مشکل فهم یک جمله کوتاه رو داره. حالا این نظر منه اگه دوست نداشتین میتونین امتحان کنین و مدارک و بفرستین و روز مصاحبه ببینین که افسر گم میشه زیر این همه مدارک و حوصله اش سر میره . روزی با 100 نفر مصاحبه داره با فارسی دست پا شکسته حوصله اش سر میره و میره تو فیلد چزوندن نتون با راههای حرفه ای دیپلماتیک!

بزارین چیزی رو بهتون بگم صادقانه بجز برنده اصلی بقیه ول معطل ان اونجا . اصلا کاری بجز چک مدرک شناسنامه و ازدواج برا من انجام نداد. بی تعارف : طرف حساب ما نبودیم بلکه برنده اصلی ایست اگه اون قبول بشه همسرش هم میشه . چندین نفر در هتل بودند که عین همین رو گفتند ))

 

 البته دوستان و سعید اول از همه گفتن که یک برگه هم اضافه نفرستین به سفارت . تا از شما در مصاحبه سوالی نکرد جواب ندین و چیزی نخواست بهش ندین. تو جواب دان به سوال به جای هم دیگر حرف نزنین که به اشد مجازات محکوم میشین و لطفا افسر کنسول رو راهنمایی نکنین که این مدارکی که دارین مطالعه مکنین مال اینه یا اون یا این یا اون یا هر چی دیگه. بی استرس ساکت منتظر بمونین کارشو انجام بده اگه کاری داشت یا به مشکلی بر بخوره اون موقع از شما میپرسه. الکی برا خودتون مشکل نتراشین.

تا جایی که میتونین سعی کنین سوال ها رو فرد برنده اصلی جواب بده.  اصل موفقیت همینه و بس. البته اگه کیس نرمال داشته باشین. اما اگر اسم پدرتون با بن لادن شبیه باشه برین تو فیلد 10 کیلو مدارک اثبات اون و سخنرانی و میتینگ !!!

 

مدارک رو کامل برا هر دو نفر برنده ببرین. همون 10 کیلو بی معروف رو و چیزای دیگه همانند مدال هاتون تو مسابقات پاتی ناژ و مسابقات ده فجر که فکر میکنین بدردتون میخوره روز مصاحبه در کیف با خودتون به مصاحبه ولی تو همون کیف باشه و در نیارین تا نخواستن ازتون. ترا بخدا ! جان هر کس که دوست دارین!! مدرک پایان خدمت اصیل و ترجمه رسمی اش . به درد میخوره بعضا ؟!! از بعضی ها خواستن.

 

بلیط رو از آژانس جزیره بهشت در خیابان ولی عصر از بالا به پائین نرسیده به پارک ساعی دست چپ گرفتیم. از همه جاهای دیگه هم ارزونتر حساب میکنه هم ترانسفر روشه و پولی بابت اون نمیگیره. جایی تخفیف 10 تا 20 هزار تومانی رو قیمت کل یعنی بلیط و هتل داره. ما بلیط رو با هتل ددمان بلوک B به قیمت 580 هزار تومان گرفتیم البته 6 شب با بلیط قابل تغییر زمان برگشت. یعنی چارتر نبود . بلوک A یکم گرونتر بود 170 هزارتومان در کل . تفاوتش اطاق هش هست که مدرنتر و وسایل جدیدتر داره. لابی و.... همونه که همه مشترک اند.

 

در فرودگاه لیدر تور میاد دنبالتون و اسم شما رو تو یک برگه که کلی اسم رو هم نوشته دم در خروجی فرودگاه میگیره . لیدر تور های دیگه هم هست پس حواس جم باشین پیداش کنین و برگه ووشر هتل رو بدین بهش و یک کپی رو هم خودتون داشته باشین زاپاس.

مثل همه لیدر ها تیغ زن اند. همون زمان ترانسفر به هتل محل استقرارتون کلی از رشادتهاش که با دکتر و همه سفارت رفیق فابریک و .... هست میگه و آخرش نرخ خودشو اعلام میکنه.

گوش به حرفش ندین بی دستو پاترین آدم اونجا همون خودشه.

(( سایت سعید و نقشه آنکارا رو از اش پرینت کنین و نفری 100 دلار جلوین حداقل ))

 

روز دکتر رو از قبل از سایتش رزرو کنین . برای کسانی که بچه ندارند همون 2 روز کاری بسه . برا بچه دار های زیر 15 سال 4 روز کاری قبل مصاحبه.

روز معاینه دکتر. کله صبح نرین اونجا. معمولا لیدر ها همه رو به صف ساعت 7.5 صبح میبرن اونجا تو پله ها میریزن یعنی 30 یا 40 نفر آدم رو میریزن تا اونجا که نوبت به همه اونها بشه و زود برن دنبال تیغ زنی تو لابی هتل کارهای دیگه اشون .

شما همون ساعت 10 برین اونجا خلوته برگه رزرو رو بدین با پاسپورت هاتون و 2 تا عکس و کارت واکسن انیستیتو پاستور. بعد منشی ها که 2 خانوم خوش برخورد با افراد عادی و بد رفتار با لیدر ها هستند به شما فرمهای رو میدن که باید همون امضاء اولیه که کردین رو دوباره امضا کنین و برین به طبقه 3 ام برا آزمایش خون و عکس قفسه سینه.

 

(( خودم شاهد بودم منشی ها از از لیدرها چقدر بدشون میاد. و بهشون میگن برین بیرون و اینجا با موبایل حرف نزنین و .... . البته اگه ترکی بلد باشین حرف هاشون و تیکه هاشون رو هم میفهمین وگرنه بایکم دقت از رفتارشون هم قابل تشخیص است که چه حرص از دست اینها.

البته اگر 80 سال به بالا هستین گرفتن لیدر براتون خوبه حداقل تو راه پله دستون رو میگیره اگه پول بیشتری بهشون بدین از بقیه. البته ساختمان دکتر آسانسور هم داره ))

 

از ما نفری 85 دلار برای آزمایشات در طبقه سوم که شامل عکس سینه و آزمایش خون بود در طبقه سوم طلب کردند. و کارمون تو 15 دقیقه تموم شد برگشتیم به طبقه اول خانوم دکتر اونگان.

منشی دکتر فرمودند 2 ساعت دیگه برا ویزیت دکتر برگردیم. 2 ساعت بعد دکتر ما رو ویزیت کرد. من هم با توجه به اینکه همشهری سعید هستم رفتم تو فیلد حرف زدن ترکی و سوالات و جواب های پزشکی و خارج از پزشکی که کجا ترکی یاد گرفتم و کجا میرین و .... . تو سوالهایش ازم در مورد بیماری سوال میکرد و نوبت به آبله مرغان رسید که خیلی به سرعت پرسید گرفتی یا نه ؟ من هم منتظر همین سوال گفتم که من گرفتم تو سن 14 سالگی و چیزی نگفت . چون خانومم ترکی بلد نیست خواستم مشکل آبله مرغان اون رو هم حل کنم و گفتم خانومم هم 20 سالگی گرفته که با گفتن این جمله دیدم خانوم دکتر خوش برخورد حالش گرفته شد و با اخم بهم نگاه کرد. و پرسید از کجا میدونی اینو و کی بهت گفته و مگر بیماری مهمی هست که بهت گفته و...... دیدم اوضاع برگشت و کار خراب شد. زود گفتم تو سالن انتظار از بیماران قبلی یا ویزیت شوندگان قبلی شنیدیم که از آنها همین سوال را کرده این و اونجا مطلع شدیم و خانومم هم به من گفت و چون ایشون ترکی نمیدونه من خواستم به شما بگم شاید برا شما از نظر پزشکی مهم باشه که بدونین. سری تکان داد تا حدی راضی شد ولی جو خوب نشد که نشد. شد خانوم دکتر اخمو. زیادی حرف زدن کار دست ما داد. از این به بعد ما تصمیم به حرف نزدن گرفتیم. تو معاینه چیز خاصی نبود مثل معاینه معمولی دکتر عمومی ها. قد و وزن - آزمایش پا با چکش!! فقط اگر عینکی هستین عینک با خود ببرین که آزمایش دید رو با دستگاه کامپیوتری ندین از بعضی ها که شمارشون زیاد بوده با کامپیوتر شمارشو چک کرده بود.

بدون سوال جواب از من یک تزریق انجام داد. من هم نه سوالی نه مقاومتی. معاینه من تموم شد.

با جمله ترکی تشکر و خدا قوت بهتون اومدم بیرون. تو سالن انتظار بلافاصله جمله این که با دکتر در مورد آبله مرغان بحث نکن عصبی میشه خانوم رفت تو .

حالا خانوم دکتر سوال اولش از خانوم من به زبان ترکی این بوده که شما ترکی بلد هستین رو پرسیده و چه سالی آبله گرفتین و... تفتیش اینکه من راست میگم یا نه. خوشبختانه خانوم ترکی بلد نیست و انگلیسی با هاش حرف زده و بقیه ماجراها براش اتفاق افتاده. به ایشون هم یک تزریق و تموم شدن پروسه. و با جمله محبت آمیز خانوم دکتر که از دیدارتون خوشوقت شدم اومد بیرون.

بیرون منشی خانوم از ما 100 دلار پول گرفت برای هر نفر. ( ویزیت + 1 تزریق ). تزریق آبله نبوده همان TD بود. باور میکنین!!

نفس راحتی کشیدم که تنبیه نشدیم به خاطر فضولی و حرف زیادی زدن توسط خانوم دکتر خوش اخلاق اولیه و بد اخلاق ثانویه.

منشی پرسید کی مصاحبه دارین اگر فردا دارین عصر 4 تا 6 بیاین جوابتون رو بگیرین اگر نه فردا ساعت 4 تا 6 عصر و یاداشت کرد ما اومدیم بیرون و فردا رفتیم جوابو گرفتیم و منشی گفت که عکس ها رو نبرین سفارت فقط جواب رو که تو پاکت خاکستری مهر و امضاء کرده بود رو ببرین. از منشی پرسیدم که من نگرانم آیا موردی هست تو آزمایشاتم که گفت که اجازه نداریم بگیم ولی چون شما هم زبونین بهتون میگم ÷یش خودتون بمونه جواب ها عالی است و مشکلی ندارین خیالتون راحت باشه. و به کس نگین که من گفتم من هم قول دادم به کسی نگم!!! ختم خان اول آمریکا رفتن.

مطب دکتر اونگان تو نقشه سعید همون جای آزمایشگاه هست طبقه اول. آزمایشگاه و رادیولوژی طبقه سوم. بقیه مراکز برا 2008 ها خذف شده اند. برا 2009 ها رو هم فکر کنم اونجا باشه ولی باز دوستان جدید خودتون تو مدارکتون چک کنین شاید مرکز جدیدی به شما اضافه شده باشه.

مسافت از هتل ددمان تا دکتر 15 ال 20 دقیقه با پای پیاده از خیابان تونالی هیلمی یا بلوار آتاتورک است. با تاکسی 10 دقیقه و حدودا 8 لیر با تاکسی متر. البته اگه کل آنکارا دور نزنه که اکثرا میزنن چون ما توریستیم و پولمون از بولدوزر بالا میره اون هم به دلار و راه ها رو بلد نیستیم و مشتری کنم دارن. مثل ایران نسیت که تو صندوق عقب هم مسافر میشینه اینجا 3 برابر مسافر ماشین هست.

یک توصیه برادرانه اگر میدونین کجا میرین و حدود قیمت بلد هستین با راننده طی کنین که از اینجا تا مثلا دکتر من 8 لیر یا هر رقمی که مایل این رو میدین و کاری به کار تاکسی متر ندارین و اصلا روشن نکنه. این به نفع تون هست.

روز های قبل از مصاحبه خودتون و خانواده تون اگر حوصله دارین برین تو لابی هتل با مصاحبه شوندگان روزهای قبل از شما دیداری داشته باشین و از نظرات آنها جویا شین. خوبه چون باعث میشه استرس که بیماری قبل از ویزا گرفتنه یکم کم رنگ تر بشه. راستی یادم رفت بگم خانوم دکتر فشار خون هم میگیره مال من از بس استرس داشتم شد 15 رو 7.5 . استرس رو ببینین که چه میکنه! خودم فکر میکردم خیلی خونسرد رفتم پیش دکتر!!! البته دکتر یک نگاهی به قیافه سرخ ما کرد فهمید که موضع چیه و سوالی نکرد.

 

برا تبدیل پول رایج عمو سام همون دلار بدترین جا رسپشن هتل است. بهترین جا صرافی ها هستند .

بهترین صرافی که من دیدم از همه بهتر تبدیل میکرد تو خیابان تونالی هیلمی 200 متر پائین تر از هتل رامادا سمت چپ خیابان هست. قیمت به روز رو که رو تابلوشون مینویسن. ولی در کل زیاد با هم فرق نمیکنن. منظورم فرق صرافی ها یا به قول خودشون DOVIZ است.

 

کارهایی که برنده اصلی و همراهش باید انجام بدن قبل از مصاحبه و دکتر رفتن :

 

1-     خوردن گل گاو زبون!  تاثیر : آرامش و دوری از استرس. ( به ما هم گفتند و هم خوندیم که استرس نداشته باشیم ولی باز داشتیم. این همه استرس به خدا الکی بود )

2-     فرم های اولیه که بهKCC  فرستادین رو اگه کپی شو نگه داشتین مطالعه کنین و تاریخ ها رو حفظ کنین مهمترین تاریخ ها که از همه میپرسه تقریبا تاریخ ازدواج - تولد - فارغ التحصیلی هستش سعی کنین به میلادی حفظ شین که افسره گیر نکنه توش. سوالات دیگه رو هم از همون فرم هایی که پر کردین میپرسه پس بهتره خوب حفظ شین.

3-     تمرین امضاء . همون امضایی که تو فرم اولیه زدین و همونی که تو مطب دکتر رو فرم هاتون و زدین. ( خانوم ها بیشتر تمرین کنن اگه خانه دار هستن )

 

روز مصاحبه

 

معمولا روزی 2 تا مصاحبه لاتاری انجام میشه. یکی 8.5 یکی 11 صبح.  مصاحبه ما ساعت 11 بود.

ساعت 10.10 از سمت هتل ددمان یا مدارک 10 کیلویی عازم سفارت شدیم پای پیاده. 15 طول کشید

رسیدیم دم در ورودی سفارت. جلو سفارت 10 نفری ایساده بودند. ما رفتیم دم در آهنی میله میله ای

نگهبان از ما پاسپورت ها رو خواست و رفت با لیست خود چک کرد. اومد گفت بیاین تو . رفتیم تو و تجسس بدنی با دستگاه شروع شد. بلافاصله رفتیم چند قدم تو و دیدیم که تو هو یک صف 10 نفره هست. یک خانومی اومد از ما پرسید لاتاری هستین . گفتیم بعلی!. گفت فارس یا انگلیسی ؟ گفتیم فارسی . 2 تا عکس و جواب پزشکی تون و بعد هم یک شماره داد بهمون و بدون در انتظار شدن تو صف بهمون گفت که لاتاری ها لازم نیست وایستن تو صف بریت تو سالن. ( از همین جا مشخص میشه که پرسه لاتاری کشکه و الکی استرس داریم ). داخل که میشدیم مثل فرودگاه از Gate بازررسی گذشتیم موبایل و وسایل دیگه الکترونیکی رو نگهبان ازمون گرفت و خاموش کرد و یک شماره بهمون دارد که موقع برگشتن امانتی ها رو بگیریم ازش. رفتیم تو سالن . 100 تا صندلی بود پر از آدم! 90%   ایرانی.

پیش خودم گفتم اگه به همه ویزا بدن که 10 ساله دیگه ایران خالی میشه و بجز افغانی ها کسی نمیمونه تو ایران. باری رفتیم تو به زور صندلی خالی پیدا کردیم و نشستیم. سمت راست در ورودی سالن یک میز هست که 2 نفر نشستن و کار تحویل رسید برگه UPS یا همون برگه پستی رو انجام میدن. سمت چپ صندلی ها 5 با 6 باجه هست که با شیشه از سالن جداشدن و افسره با بلند گو با شما حرف میزنه . تقریبا مثل زندان که تو فیلم ها نشون میدن. ما 10.50 شماره اعلام شد و رفتیم باجه 1 و خانومه گفت اصل مدارک ازدواج - شناسنامه ها - دیپلم دبیرستان و پول نفری 775$ . دونفری شد 1550$ .

ما نفس حبس شده رو دادیم بیرون و یکم استرس که رو درجه 100% بود اومد رو 50%.

میگین چرا ؟  خوب اگه یکی از پرونده ها مشکل اساسی داشت مثلا تاریخ یا اسم و یا ملیت و غیره  که تو فرم اولیه ثبت نام اینترنتی با اون ثبت نام کرده ایم و ما رو با اون مشخصات میشناسن. ازمون پول کامل نمیگرفتن حالا چون پول رو کامل گرفتن پس مشکلی نداشتیم.

رفتیم نشستیم و منتظر شدیم تا  زمان مصاحبه. قبل از اینکه شماره ما اعلام بشه ایرانی های مختلفی با کیسهای مختلف میامدن با آقا افسره که سیاه پوست چاقی بود مصاحبه فارسی میکردن و ما هم با گوش تیز گوش میدادیم. ( دیوار موش داره موش هم گوش داره یادتون باشه! اونجا این جو حاکم حاکمه! ) یک موردی بگیم بخندیم که باعث شد یکم استرس بی مورد ما پائین بیاد اونجا. خانوم و آقایی بودن برا ویزا اومده بوده مسن بودن و برا ویزایی توریستی برا دیدن بچه هاشون اومده بودن که تو آمریکا ان. خدا قسمت کنه آینده چند سال بعد ما ها و همه دوستان برنده لاتاری! بعد از کلی سوال جواب ازشون که سوالات خاصی نبود وقتی که افسره با ویزا موافقت کرد آقا مسنه از ذوقش خواست از افسره تشکر کنه : آقا سید,  مستر متشکرم امیدوارم خیر ببینی . دستت درد نکنه خدا عمرت بده.

جالبه بدونین که افسره میگفت مرسی!! با اینکه دست پا شکسته حرف میزنه ولی با ریزه کاری هایی زبون ما وارده. این مسئله باعث شد یکم بخندیم و استرس کمرنگتر بشه 40%.

ساعت 13 نوبت به ما رسید اضطراب رفت رو درجه 1000 . پایی لرزان مثل افرادی که میرن زیر طناب دار رفتیم جلو اگه سیاهه. از بس هول بودیم سلام 3 دقیقه بعد کردیم. اون هم نگاهی کرد و سرش رو پائین انداخت. داشت مدارک مارو کنترل میکرد من متوجه شدم که قبل این افسره حالا تو ترکیه یا KCC یکی مدارک ما همون مدارک که موقع برنده شدن فرستاده ایم KCC  رو چک کرده بوده و با خودکار قرمز تک تک اونها رو تیکok  زده بود و در حاشیه برگه ها چیزهایی نوشته بودند و افسره داره اونها رو مطالعه میکنه تا سریعتر پرونده رو بفهمه و یاداشتی رو هم براش نوشتن وگذاشتن تا وقتش تلف نشه تا به افراد دیگه که تو سالن هستن برسه.  افسره شروع کرد به سوال از برنده اصلی که خانومم بود و اصلا ما رو تحویل نگرفت که نگرفت انگار که من روحم و منو نمیبینه. مثل فیلم هایی که روح ها توش نقش بازی میکنن و بجز افراد خاصی کسی اونها رو نمیبینه! خانوم اسمت شما ؟ تاریخ تولد ؟ تاریخ ازدواج ؟ تحصیلات تو آمریکا بوده ؟ اسم دانشگاه و محلش ؟ آزاده یا دولتی ؟ اسم دبیرستان ؟ تاریخ مسافرت هاتون ؟ تو آمریکا بودین یا نه تا حالا ؟ تاریخ مسافرت هاتون به خارج همه اش ؟ کجا و چرا ؟ کار میکنینیا نه ؟ شغلتون چیه ؟ House Wife هستین ؟ فرم ها رو کی پر کرده ؟ خودتون ؟ خانوم من هم که از قبل شبش همه اینها رو دوره کرده بود و واسه امتحانهایی نهایی آماده شده بود شروع کرد مثل برق به جواب دادن سوالاتش و تا سوال میکرد جواب میداد. افسره هم نگاهی میکرد به اوراق و هر از گاهی به طلبه اش که جلوش جواب پس میداد و سرش رو تکون میداد. اگه من جاش بودم به این همه سرعت عمل و حفظیات نمره 20 میدادم. بعد نوبت فینگر پرینت شد و چهار انگشت دست چپ و دست راست و 2 انگشت شست که روی دستگاه کوچکی مثل اسکنر که با نور سبز فسفری بود انجام شد که بعضا افسره میگفت دستتو بیشتر فشار بده تا بهتر اثرات بیفته و به بعضی ها دستمال میداد که صفحه اسکنر رو پاک کنن قبل از اسکن کردن.

نوبت به من رسید اونجا بود که حس کردم که دیگر روح نیستم و یا خدا به افسرکنسوله چشم برزخی اعطا کرده و داره منو میبینه!! اسکن دست من هم تمام شد. آقا اسمتون ؟ تاریخ تولد ؟ تاریخ ازدواج ؟ محل کار ؟ چک کاری میکنی و مدرکت چیه ؟ دولتی هست محل کارت ؟ چی تولید میکنه شرکتتون توضیح بده بهم ؟ خدمت کردی یانه ؟ چطوری معاف شدی ؟ خرید خدمت بودی ؟ ما هم شروع کردیم با اظطراب به جواب پس دادن انگار روز محشر است و جلو خداوندیم!! در مورد کار تاکید بر خصوصی بودنش زیاد کرد . ظاهرا براشون مهم هست که دولتی هست یا خصوصی که در نتیجه امر یا همون FBI تاثیر بالقوه ای داره! پس سعی کنین که کار دولتی نداشته باشین که عمو سام ناراحت میشه و تنبیه میکنه شما رو. در هر صورت دروغ نگین بهتره ولی تو دینمون دروغ مصلحت آمیز هم هست که شاید مقبول افتد و به کار بیاد. تصمیم به شماست. نوبت به سوال در مورد اسپانسر رسید . از بس من حول بودم متوجه سوالش نشدم که دست پا شکسته میپرسید. خانومم با سرعت عمل شروع کرد از تاریخچه اسپانسر که کی هست و چی کار میکنه و چند ساله تو آمریکاست و کجا هست محل کار و زندگیش حرف زدن. افسره یک نیم نگاهی کرد بهش و حرفی نزد و سرش رو تکون داد. یک سوال و نیم صفحه جواب!!! حالا از نگاهش این جور بر میومد که بجای جواب دادن من که از من پرسیده بود خانومم که برنده اصلی بود جواب داد یکم دلخور شد ولی چون همیشه حق با خانومهاست اونهم اگر برنده اصلی باشه که دیگه ف ب ه ا . جای دلخوری وجود نداره حالا هر کی میخواهی باش چه افسر چه انکر منکر روز محشر!

نتیجه اخلاقی : اگز برنده اصلی جواب بده یعنی حتی اگر از اون سوال نکرده باشن ناراحت نمیشن. ولی وای به روزی که برنده غیر اصلی مرد یاشه و بخواد مرد سالاری کنه و بجای زنش حرف بزنه که  دمار از روزگارش در میارن.

چندین مورد در هتل مشاهده شده و این مسئله به تصویب نهایی علماء بعد از مصاحبه رسیده.  لطفا شما تست نکنین!!!! که نقره داغ میشین. از ما گفتن.

نوبت به امضاء برگه ها و قسم رسید.( بیچاره ها فکر میکن که قسم ایرانی قسمه. نمیدونن که قسم حضرت عباس ما هم جای شک داره جه برسه قسم عیسی! حالا دست و بالا ببرین و قسم بخورین که هرچی گفتین و میگین و نوشتین راسته. دز ضمن در قسمت چپ روی سکو یک جعبه هست که فکر کنم بلندگو و دوربین فیلم برداری باشه که در حال کار کردنه تا که روزی یقه ما رو بگیرن که فلان روز فلان چیزو گفتی و... . ) قبل از امضاء فرم ها  خانومم به افسره گفت که اسم مادر شوهرم رو تو فرم ها نیاز به اصلاح داره و اجازه بدین که اصلاح کنم. افسره فرم رو داد و با کمال تعجب دیدیم که همون خودکار قرمزه خودشون اصلاح کرده اند. یعنی از روی ترجمه شناسنامه من اسم مادر من رو با اسمی که تو فرم DS-230   بوده اصلاح کرده اند. با این وجود خانومم روی همون خط قرمز اصلاح کرد دوباره و افسره هم نگاهی کرد به اون و سری تکون داد. و دوباره پروسه امضاء تکرار شد و من به عین دیدم دستم  موقع امضاء برگه مثل آدم های آلزایمری داره میلزه طوری که افسره با تعجب نگاه میکرد ولی سوالی نکرد. ولی در هر صورت ختم به خیر شد. در این حین من متوجه شدم که تمامی سوالات و جواب هایی رو که در این مدت یک سال تا کارنت شدن از سفارت آنکارا و KCC کرده بودیم بصورت پرینت شده روی پرونده ما هست و افسره سرگرم خوندن آنهاست. بعد از خوندن آنها زیر دستش برگه معروف آبی رو کنار گذاشت و پاسپورت ها رو تو یک کیسه پلاستیک بنهاد و یک برگه مقوایی سفید برداشت اسم برنده اصلی رو بنوشت و یک عدد 2 بنوشت و یک دایره دور بکشید و فرمودند تا 2 یا 3 روز دیگه ویزاتون میاد با آدرستون تو آنکارا !!!! برید روبرو بدین براتون ثبت کنن. ما رو میگین مثل آدم هایی فضایی که تو ماه با مکث راه میرن رفتیم و 20 لیر دادیم ( فقط لیر ) اگه نداشتین پس کرایه میکنن که پستچی تو هتل میگیره ازتون 22 لیر.  مار رو میگین خنده - خوشحالی - گریه - همه اومد به سراغمون. با کنترل خود رفتیم به گیت ورودی دیدیم نگهبانه میگه از اون یکی در بیاین بیرون این ورودی هستش داداش!! بیچاره نمیدونست ما رو زمین نیستیم تو ماه یا مریخ یا یک کهکشان دیگه هستیم. در هر صورت اومدیم بیرون سفارت ساعت 1.20 دقیقه بود. روبروی سفارت یک رستوران بنام 44 بود . رفتیم اونجا تا یکم با جو سیاره زمین عادت کنیم و بتوانیم راه بریم رو زمین. سفارش غذا دادیم تنها غذای معروف که توصیه میکنم حتما بخورین و بنا به توصیه لیدر ها که پاتوقشون اونجاست تا افراد اعزامی به داخل که 50 دلار ازشون گرفتن بیان بیرون و برگردونند به هتلشون غذای Kapali Pide   هست چیزی تو مایه های پیتزا گوشت با پنیر پیتزا که از نصفه تا شده است به قیمت 10 لیر به همراه سالاد و چایی که در آخر سر درصورت درخواست بهتون میدن اون هم مجانی حساب میکنن ولی آب یا نوشابه جدا حساب میشه.

حالا من میخوام نوشابه بخورم از گلوم پائین نمیره انگار راه گلوم بسته شده و بجای آب دارم خنجر قورت میدم . کلی فکر و خیال که تا حالا سابقه نداشته بسراغمون اومده بود. باری 20 دقیقه بعد بدو اومدیم بیرون و رفتیم سمت هتل .

تو قسمت UPS سفارت یک برگه بهتون میدن که از کامپیوتر هتل میتونین چک کنین که سفارت پاسپورتتون رو فرستاده یا نه. کامپیوتر هتل مجانی است و همیشه آن لاین است. معمولا ویزا های صادر شده عصر به UPS تحویل داده میشه و از ساعت 6 بعد ازظهر تا 10.30 شب سایتشون update میشه . معمولا ویزاها روز بعد صادر و تحویل پست میشه و روز بعدش از ساعت 10 تا عصر باید در لابی هتل باشین یا در اطافتان حداقل یکی از افراد خانواده تا پاسپورت ها به او تحویل داده شده و امضاء رسید شود.

در زمان تحویل پاسپورت ها دقت کنین که در برگه ویزا مشخصات شما اعم از اسم - فامیلی - شماره پاسپورتتون و... صحیح باشد در غیر این صورت از پسچی روند کار را سوال کنین که بطور حتم باید خود به سفارت رجوع کنین. در داخل پاکت ارسالی به شما پاسپورت ها و پاکت زرد پر رنگی هست که به تعداد افراد ویا پاسپورت ها است و روی هر کدام برگه اس الصاق شده که مشخصات خلاصه شما همانند اسم - فامیلی- کار - جنسیت - عکس - شماره کیس - مهلت ورود به آمریکا و... نوشته شده.  روش برگه زده که باز نکنین و برگه ها رو جدا نکنین. والا آمریکا بی آمریکا.

تو برگه ویزا خانومم قسمت پائین دست چپAnnotations:   چیز خاصی نوشته نشده یک سری ارقام. نمیدونم چیه. ولی در پاس من نوشته شده که در ماه  July FBI , رسیده است. یعنی حدودا 35 روز قبل از مصاحبه!! به نظر من ما شماره آخری ها بعلت کمبود زمان FBI ویا همه افراد دیگر احتمالا به محض کارنت شدن در KCCو ارسال پرونده به سفارت محل مصاحبه پروسه چک امنیتی معروف به اف بی آی شروع میشه . حالا بعضی افراد مثل من شانس میارن ویا با عالم ماورالطبیعی ارتباط دارن جوابشون زودتر میاد و افسر کنسول نیازی به دوباره چک نمیبینه و مسئله ختم به خیر میشه. در غیر این صورت برگه معروف آبی رومیده و میگه برو منتظر شو اسمت در باید بعد از در اومدن از دوشنبه تا پنجشنبه با در دست داشتن پاسپورت های دیگران بیا و ویزاتون رو صادر میکنیم. خوشبختانه به ما همچین موردی پیش نیومد. امیدوارم به شما هم اگر جز شماره بالایی 2008 یا 2009 هستین پیش نیاد.

 

این بود قصه ما امیدوارم تا حدی کمک کرده باشه بهتون که از استرستون که همه اش الکی و بیخودی است کم بشه.

 

مواردی که دونستنش و یادآوریش خوبه :

1-     ترجمه مدارکتون رو سعی کنین نزدیک های مصاحبه باشه تا مهر جدید و تاریخ جدید باشه. جایی معتبر بدین ترجمه کنن و کپی مدرک فارسی رو بهش الصاق کنن حتما. در تهران ترجیحا دارالترجمه های میدون انقلاب باشه هم ارزونتر حساب میکنن هم روزی 100 تا شناسنامه و ازدواج و... دارن و کارشون روتینه و درست . فقط مدارک ترجمه شده رو چک کنین که با پاسپورتتون یکی باشه و تاریخ ها و مدارک دیگرتون یکی باشه. بعضا اشتباه تایپی دارن که در زمان مصاحبه مشکل ساز میشه.

2-     آنکارا ساعت 8.30 تقریبا تعطیل میکنن هم مغازه ها هم اغذیه فروشی ها. چون اطراف هتل ددمان جای خلوتی است ترجیحا از 9.30 به بعد از هتل خارج نشین. داستانهایی در مورد دزدی و جیببری و.... شنیده شد در هتل.

3-     پاسپورت هاتون و پول هاتون رو تو  Safe Box  بذارین. در پشت رسپشن هتل صندوق هست که از صندوق داخل اطاق مطمنتر است و مجانی در تمام ساعات هم باز است.

4-     بهتر است بلیط برگشتتون رو کانفیرم کنین. کار از محکم کاری عیب نمیکنه. دم در هتل قسمتی که بار نگه میداره میتونین درخواست کنین از مامور اونجا براتون تلفنی انجام میده. یا اینکه اطراف مطب دکتر مرکز ترکیش ایر هست خودتون برین اونجا با تاکسی و انجام بدین. مامور رسپشن معمولا انجام نمیدن چون باید تلفن کنه و کلی از کارش بمونه پشت خط انتظار تلفن.

5-     اغذیه فروشی خوب یکی رستوران 49 هست نزدیکی های هتل ویکی هم رستوران 44 روبروی سفارت. از همه جا مناسب تر و تمیز تر هستش. یکی هم روبروی رستوران 49 است که یک گرونتره ولی عالی است. فست فود هم که کلی هست از مک دونالد تا بورگر کینگ و KFC بسته به سلیقتون. بهترین اسکندر کبابی آنکارا تو مجتمع ANKAMall است طبقه آخرش یک فود کورت که 20 تا فست فود با مارک های مشهور بین اللملی اونجاست. اسکندر کبابی HD . حتما برین اونجا و از غذاش بخورین. سیب زمینی تست شده تنوریش هم معرکه هست. رو اسکندر کبابی در صورت درخواستتون روغن مخصوص خودشون چیزی تو مایه های روغن کرمانشاهی ما که بهش تریاغی میریزن معرکه است. جای دیگه به این خوبی نیست و پیدا نمیشه فقط هم همین غذا رو داره و بس.

6-     مراکز خریدش : خیابان تونالی هیلمی ( ( Marks & Spencer - اطراف میدان کیزل آی ( ZARA  داره )  تو داخل مغازه بسته به موقعیت سال تو طبقات مختلف حراجی های خوب با یک چهارم قیمت اصلی دارن. 2 تا مرکز خرید بزرگ بنام ANKAMall  و Ramada هست که به اولی با مترو کیزیل آی میتونین برین و دومی با تاکسی. اونجا هم بعضی جاها حراجی واقعی دارن ولی بعضی ها فقط جنبه لفظی داره تا واقعیت.

7-     دیدار از مقبره آتاتورک که واقعا جالبه. توصیه اکید سر آشپز! اگز به تاریخ و اینجور چیزا علاقه مندین. برین اونجا مجانیه ورودش. با تاکسی از هتل میشه 10 لیر. بزارین چند تا چیز بگم براتون: مقبره آتاتورک از انواع سنگهای کل و تشکیل دهنده ترکیه ساخته شده. تمامی وسایل شخصی اش اعم از لباس و سگ اش و هدایای سران کشورهای زمان مربوط به خودش حتی شمشیر اهدایی رضا شاه بهش و عکس یادگاری بهش با دست خط خود رضا شاه و امضاء خودش به اون همه و همه در معرض دید عموم است. 2 تا مجسمه از موم که دقیقا همانند خودش درست کرده اند وجود داره. ماشین هاش که با هاش رفت آمد سیاسی داشته . قایق تفریحیش و توپی که تابوتشو تا محل دفن حمل کرده یا با اصطلاح تابونشو کشیده مثل ارابه های جنگی اونجاست. در سالنی سرگذشت آتاتورک و ترک ها و جنگ های استقلالش در مقابل روسها و یونانی ها و.... همه نمایش داده میشد.  نمایشگاهی از ماکت جنگ های مربوطه آن زمان مثا چانک کاله و.... هست که 2003  ساخته شده و تمام اسلحه ها و مهمات و ملزومات جنگی در ماکت باز سازی شده واقعی و اصل هستند و از زمان جنگ در موزه نگه داری شده اند بنا به گفته مسئولین موزه. ورود به محل اصلی دفن امکان پذیر نیست و سالی بکبار برای خاکروبی باز میشه. ولی تلویزیونی بصورت مدار بسته داخل رو نشون میده. اطراف قبر 84 کوزه وجود داره. داخل این کوزه ها البته 81 تا از اونها خاک اقصی نقاط ترکیه هست . در 3 تا بقیه یکی خاک آذربایجان یکی قبرس یکی محل زادگاهش است که در قسمتی از قبرس است که الان جز ترکیه محسوب میشه. جالب است بدونید بعد از مرگ آتاتورک جسدش 15 سال مومیایی شده و در موزه ای نگه داری می شده است البته بدور از انظار عمومی  و این مقبره فعلی بعد از مسابقه در چندین کشور انتخاب شده و ساخته شده. سپس جسد مومیایی شده از حالت مومیایی خارج شده و مطابق با تشریفات دفن در ترکیه تشییع شده و به خاک سپرده شده ست. تنها خواسته آتاتورک این بوده که صورتش رو به سمت پرچم سرخ ترکیه باشد تاهمیشه آن را ببیند. بهمین درخواست یکی از پنجره هایی محل دفن بزرگتر از دیگران ساخته شده تا صورت آتاتورک به سمت قلعه ای که در فاصله 2 یا 3 کیلومتری هست باشه که بر فراز آن قلعه پرچمی بزرگ در اهتزاز همیشگی است که بسبب بزرگی پرچم از این فاصله با چشم در صورت دقت قابل رویت است. مساحت کل مقبره چیزی بالغ بر 000 450 متر مربع است و بعد از چند سال تحقیق خریداری شده است. باید رفت و دید!!

8-     اگر در مورد پر کردن فرم های اولیه ارسالی به KCC   اشتباهی پر کردهاید نگران نباشین با ایمیل از آنها کسب تکلیف کنین و در صورت لزوم دوباره فرم ها را از سایت دانلود کرده و دوباره پست کنین. تغییرات تا زمان امضاء به هیچ وجه مهم نیست و قابل اعمال هست. تجربه شخصی ما.

9-     در هتل زیادی جو گیر نباشین همه افراد ایرانی اومدن یه جورایی ویزا بگیرن بعضی هاشون سیتیزن اند و.... پس اجتماعی یاشین و با مردم حرف بزنین. مثل برج پیزا یا ایفل نیاشین!!!

 

امیدوارم این سفرنامه بتواند کمکی به شما دوستانی که بعد از ما به این مرحله از زندگی وارد میشود بکند. به امید موفقیت و پیروزی همه دوستان.

 

پ.ن:

اینم نمونه محتویات پاکت دوم برای کسانی که توی آنکارا مصاحبه میشن البته تا برندگان 2008 اینشکلی بوده و تضمینی نیست که همین شکلی بمونه پس خواهشن فقط به عنوان یک نمونه نگاهش کنید و بس.

آقا رضا... خیلی آقایی!

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٧ - سعید