سفرنامه پیام به آنکارا

سلام مردم!

نه من نمرده ام! ولی همچین زنده زنده هم نیستم. مثل اینکه خودم رو زیادی تحت فشار گذاشته ام و باید یک تجدید نظری در متد کارهام بکنم! فعلا یک مدتی به خودم مرخصی دادم. بهترین نتیجه این مرخصی این بود که یادم اومد یک وبلاگ هم دارم که کمی بدرد بخور هست. اتفاقا برخلاف همیشه دو تا سفرنامه خوب هم برام فرستاده اند که یکی یکی تقدیم میکنم. گرچه حتی در این مدت فشار شدید ایمیل ها رو تاحد امکان بی جواب نذاشته ام و البته ممکن هست  چندتایی هم وسط تل ایمیلها فراموش شده باشه که همین جا معذرت خواهی میکنم.

خوب بریم سر وقت سفرنامه پیام به آنکارا. راستی احمد جان سفرنامه شما هم رسیده به دستم. ولی به ترتیبی که بدستم رسیده اول سفرنامه پیام رو گذاشتم. تا یکی دو روز سفرنامه شما رو هم پست میکنم. خوشحالم که شما هم تصمصیم گرفتید به جمع وبلاگ داران بپیوندید.

پس اینم سفرنامه پیام

سلام

اردیبهشت سال 87 پاکت اول به آدرس خانه ام رسید و بر اساس شماره پرونده ام باید برای اوایل فوریه  می رفتم مصاحبه که پاکت دوم هم بیست روزی قبل از او رسید. چون کارم زیاد بود زمان مصاحبه رو عقب انداختم تا تو تعطیلات عید برم آنکارا که عید امسال هم به خاطر بازدید اوباما از ترکیه خود سفارت زمان مصاحبه رو دوباره تغییر داد و انداخت تو اردیبهشت. باز از رو نرفتم و درخواست کردم که دو هفته مصاحبه رو عقب بندازند که بتونم یک پروژه ای رو جمع کنم ولی جواب دادند که زمانها تا آگوست پر شده و پیشنهاد می کنیم برای از دست ندادن فرصتت خود رو به همین مصاحبه برسونی. من هم قبول کردم. از اونجایی که دل گنده ای دارم هیچ مدرکی رو پست نکرده بودم و همه چیز رو با خودم بردم. هیچ مدرک مالی هم همراه نبردم چون خیلی روشن بود که هیچ مدرک مالی ایرانی نمی تونه توسط سفارت ارزیابی بشه. البته اسپانسر داشتم. یکشنبه با همسرم و دخترم نشستیم تو طیاره و رفتیم آنکارا. دوشنبه رفتیم کلینیک (که برای این هم وقت قبلی نگرفته بودم) ولی جواب من و همسرم رو آماده کرد و جواب دخترم به خاطر تست سل نیاز به 72 ساعت زمان داشت. فردای اون روز هم ساعت 8 و ربع قرار مصاحبه بود که صبح پاشدیم و دوشی گرفتیم و اصلاحی کردیم و رفتیم به سفارت. درخواست مصاحبه فارسی کردم چون فکر می کردم مصاحبه کننده فارسی به خاطر دونستن زبان فارسی احساس بهتری هم نسبت به ایرانی ها داره ( چون یا بالاخره ایرانیه یا به دلیل علاقه رفته فارسی یاد گرفته). چون مدارک رو با خود برده بودم، چهار پنج ساعتی طول کشید که مدارک بره بخش کنسولی و مراحل اداری رو طی کنه. این شد که همه کسایی که وقتشون بعد از من بود مصاحبه شدن و همه تقریبا کاغذ آبی گرفتن برای گراند چک. ساعت یک بود که شماره ما رو خوندن برای پرداخت پول که حدود 2300 دلار برای سه نفر دادم (یک زوج دیگری هم بودند که از اونها 755 دلار گرفتند، از قرار معلوم اگر درخواست کننده اصلی زن خانه دار باشه اینطوری می شه ولی به هر حال ریسک نکنید بهتره و به اندازه همه پول داشته باشید). بعد از بیست دقیقه هم شماره ما برای مصاحبه اعلام شد. رفتیم و مصاحبه کننده که یک مرد جوان دورگه ایرانی بود با لبخند به ما سلام کرد و قسم گرفت و با دخترمون خوش و بش کرد. بعد پرسید کارم چیه گفتم خصوصیه. پرسید سربازی رفتی گفتم نه مدرکش همراهمه گفت لازم نیست. از خانمم پرسید کارت. گفت کار نمی کنم. به قول ترکها: تمام. پاسپورتها رو انداخت توی کیسه ورودمون رو به آمریکا خوش آمد گفت و یک شماره داد که بریم سر میز یو پی اس و پول پست رو بدیم. من هم تشکر کردم. سر میز یو پی اس یادم اومد که مدرک پزشکی دخترم رو هنوز نیاورد. به خانمی که پشت میز اطلاعات فارسی می نشست گفتم. رفت و برای یک برگه آبی آورد که بتونم وقتی جواب پزشکی دخترم آماده شد بیارمش به سفارت. من هم فکر کردم حتما تا وقتی این مدرک رو بدیم صبر می کنند بعد پاسپورتها را با یو پی اس می فرستند. ولی فردا صبح یعنی صبح چهارشنبه از پذیرش هتل زنگ زدن بالا که بیا پایین بسته یو پی اس داری. رفتم و بسته رو گرفتم و ده لیر شیرینی هم دادم. بسته رو باز کردم دیدم همه پاسپورتها ویزا خورده با سه تا پاکت مدارک مهر و موم شده رو فرستادند. با سفارت تماس گرفتم و گفتم اینجوری شده و هنوز مدارک پزشکی دخترم آماده نشده ویزا و پاکت رو فرستادید.  گفتند اجازه بدید برسی می کنیم باهاتون تماس می گیریم. تماس گرفتند و گفتند که حتما مدارک پزشکی که آماده شد اونارو با پاکت دخترتون بیارید به سفارت که آمریکا توی فرودگاه براتون مشکل پیش نیاد. عصر اون روز بعد از 48 ساعت رفتیم پیش دکتر و اون هم جای تست رو دست دخترم دید و گفت فردا ساعت یک بیایید که دوباره ببینم. پنج شنبه یک بعد از ظهر رفتیم پیش دکتر و جای تست رو دید و تایید کرد و دو تا واکسن آبله مرغان و ام ام آر بهش زد و پاکت مدیکال رو آماده کردند و بهمون دادند و ماهم بردیم مدارک رو سفارت و پاکت مهر و موم شده مدارک دخترم رو هم دادید و پنج دقیقه بعد دوباره اون رو به ما برگردوندند و باز به قول ترکها: تامام.

راستش اینقدر کارها روان و راحت انجام شد که برای اولین بار احساس کردم به عنوان یک ایرانی تو یه سفارت خارجی چقدر به من احترام گذاشتند. یاد سفارتهای اروپایی داخل ایران افتادم که چه توهینی به ایرانی ها می کنند.

ولی چند نکته:

  1. من یک کارت معمولی واکسن دخترم رو که به فارسی هم بود و مال دکترش بود با خودم بردم. خانم دکتر با دیدن ما گفت چون می دونم که مادر و پدری هستید که به سلامت بچه تون خیلی اهمیت می دید این رو می پذیرم فقط برام ترجمه اش کنید که بدونم چه واکسنی باید بزنه. خودمون می دونستیم که دخترمون فقط ام ام آر شش سالگی اش رو باید بزنه به دکتر گفتیم و در عین حال کل جدول واکسنش رو هم رو یک کاغذ ترجمه کردیم و دادیم. علاوه بر ام ام آر یک آبله مرغان هم زد که تو ایران تجویز نمی شه ولی مثل اینکه اونجا لازمه. کلش شده 90 دلار.
  2. کسایی که محل زندگیشون شمال شهر تهرانه یا رفتن به میدون تجریش براشون ساده تر از رفتن به میدون پاستوره بدونند که پایین تر از میدون تجریش (قدس) تو خیابون شریعتی، شعبه شمرون انیستیتو پاستوره که همه اون کارها رو می کنه و کار واکسن بین المللی می ده. من و همسرم هم اونجا کارتهامون رو گرفتیم. تو ترکیه هم هیچ واکسنی بهمون نزدند. یعنی کل هزینه ما شد 370 دلار واسه دو نفر. سر جمع من و همسرم و دخترم سه تا 100 دلار واسه ویزیت دکتر دادیم. 170 دلار رادیولوژی و آزمایش خون من و همسرم شد و 90 دلار واکسنهای دخترم که کلش می شه 560 دلار. ولی پول بیشتر همراتون باشه. شاید لازم شد کارهای دیگه ای انجام بشه.
  3. توی ویزای من کلیرنس به تاریخ ژانویه 2009 خورده یعنی قبل از تاریخ مصاحبه اولی که خودم عقب انداختمش. نمی دونم به این دلیل چک اف بی آی نداشتم یا مصاحبه کننده از من خوشش اومد یا به دلیل کار خصوصی و سربازی نرفتن بوده ولی هر کی همراه ما باری لاتاری اومده بود بهش برگه دادند که بعد از چک پلیس دو ماه بعد برگرده. اگر تاثیر روحی و روانی خودم روی مصاحبه کننده دلیل این امر باشه پیشنهاد می کنم لباس خیلی رسمی نپوشید، اما خیلی تر و تمیز و شیک باشید، به خصوص اگر عادت روزمره به کراوات ندارید کراوات نزنید. به خصوص از این کراواتهای پهن با گره بزرگ یا کراواتهای رنگارنگی که بیشتر تو کازینوها و نایت کلاب ها می پوشند. لباستون ساده تمیز و شیک با رنگهای سنگین باشه. برای خانمها هم همین طور. هفت قلم آرایش نکنید. ساده تمیز و شیک باشید. موقع مصاحبه لبخند زورکی نزنید چون اینجور لبخندها بیشتر حس پنهان کاری می ده. من معمولا اخم مهربان رو تاثیرگذارتر می دونم. این جور اخم کردن یعنی جدی هستم و اعتماد به نفس دارم. البته حتما باید براتون همه چیز عادی باشه تا بتونید واقعا اعتماد به نفس داشته باشید. فرض کنید که اصلا ویزا نمی گیرید و قراره به همین زندگی ادامه بدید. رفتارتون محترمانه و احترام برانگیز باشه. احترام برانگیز یعنی این که در دیگر احساس احترام نسبت به خودتون رو به وجود بیارید. برای اینکه حرف اضافه نزنید خودتون رو کنترل نکنید ولی سعی نکنید برای فهماندن چیزی به مصاحبه کننده توضیح اضافی بدید. Just to the point حرف بزنید. یعنی اصل مطلب رو بگید. اونطرف یه آدمی نشسته که مثل شما احساس داره و داره کارش رو انجام می ده. پس بهش اعتماد کنید و بگذارید این احساس اعتماد رو از شما بگیره. حقیقت رو درست و راحت بگید. تمام.
  4. اگر دارید می رید آنکارا بدونید که این شهر مردم فوق العاده خوبی داره. خیلی مهمان نواز و عالی هستند. می تونید کلی کیف کنید. به خصوص اگر اهل موزیک و کافه و دیدن آدمها هستید این شهر جای فوق العاده ای برای این جور توریسمه. من و همسرم و دخترم که کلی کیف کردیم. کلی رفیق پیدا کردیم که باهاشون در تماسیم. تو این هفت روز هیشکی نخواست سرمون کلاه بزاره. فقط یه جورایی راهنماهای ایرانی برای عوض کردن بلیط برگشت و تمدید قرارداد هتل برای سه شب بیشتر خواستن خودشون رو بندازن وسط و پولی واسه خودشون جور کنند که خوب من که از پشت کوه نیومدم.
  5. ایمان داشته باشید. راستش من دومین بار بود که لاتاری شرکت می کردم. از وقتی که فرم رو پر کردم مطمئن بودم برنده می شم. از ده روز قبل از رسیدن پاکت اول هم هر روز یکی دوبار صندوق پست ساختمون را چک می کردم تا روز تولد همسرم صبح که می رفتم کارخونه پاکت رو توی صندوق دیدم. جالب اینه که ویزا رو هم تو پاکت یوپی اس سال دیگه باز در روز تولد همسرم دریافت کردیم. یعنی کل ماجرا دقیقا یکسال طول کشید. حالا هم که باید کم کم برای دریافت گرین کارد برای اوایل مردادماه شال و کلاه کنیم و بریم امریکا و کم کم خونه زندگی رو جمع و جور کنیم برای انتقال زندگیمون
/ 82 نظر / 471 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسماعیل

سلام دوستان. من یکسالی می شه این سایت رو می خونم. بالاخره خانوم من برنده لاتری شده. کیس نامبرش 11000 . آیا وقت مصاحبه به ما می رسه. در مورد پر کردن فرمها کاملن گیج شدم. می شه راهنمایی ام کنین. گفتن فرمها رو تایپ کنین. هیچ فرمی رو هم امضا نکنین. اینجا کسی هست من و همسرم رو کمک کنه تا دقیق فرمها رو پر کنیم؟ خواهش می کنم کمکم مون کنید. من کاملن گیج شدم. نامه خانوم من دیروز رسید. چقدر وقت داریم فرمهای اولیه رو پر کنیم؟

حامد

سلام به همه اسماعیل جان تبریک میگم , قطعا وقت مصاحبه به شما میرسه برای اینکه جواب همه سوالاتتون رو بگیرید به mohajersara.com برید

اسماعیل

مرسی از دلداری ات حامد جان. توي فرمها يه جا گفته اسم پتيشنر تون چيه؟ من نمي فهمم يعني چي! name and address of petitioner حامد جان اين فرمها نمونه نداره تو مهاجر سرا براي دقيق پر كردنش؟

حامد

اسماعیل جان اگه اشتباه نکنم میشه اسم درخواست کننده ای که قبول شده (یعنی خانومت) ولی برای اینکه مطمئن بشی و جواب همه سوالاتت رو بگیری برو مهاجرسرا ( ID من توی مهاجرسرا giantboy94 هستش ) برو به قسمت 2010 هم برنده شدنت رواعلام کن هم سوالاتت رو بپرس

اسماعیل

حامد جان شرمنده! من هنوز نتونستم عضو فعال مهاجرسرا بشم. می شه یه سوال اینجا بکنم؟ مشخصات عکسی که باید ارسال بشه خیلی پیچیده ست. عکس چه جوری باید بندازیم؟ پنج در پنج با بک گراند سفید خوبه؟ گفته نباید دیجیتالی باشه! از کجا می شه عکس غیر دیجیتال گرفت آخه؟ همه عکاسی ها دیجیتالی هستن خب! می شه ساده توضیح بدی چطور عکسی باید بگیریم؟ خیلی خیلی ممنون می شم. بازم مرسی از بابت کمکت

پارمیدا

سلام آقا سعید وبلاگ قشنگی داری.یه جورایی متفاوته. به وبلاگ من سر بزن.خوشحالم میکنی. یه سوپریز برات دارم. منتظرم.نظر یادت نره.

اشکان

سلام اقا سعید و از وبلاگ تون بسیار متشکرم خدایی یکنفر وب لاگ داشته باشه که بدرد کار دیگران هم بخوره اون وبلگ شماست من 20 اپریل نامه اول برام امده اما 2 تا مشکل دارم 1. نامه I-134 و w2 داخل نامه های من نیست از کجا باید تهیه کنم؟ 2.من دانشجوام و سربازی نرفتم البته 2 واحد گذاشتم برای خروج چکار می توانم بکنم (یعنی اگر پاسپورت زیارتی بگیرم انها به من گیر نمیدن سربازیت را می خوای چکار کنی ؟چون پاسپورت زیارتی راحت میدن ضمن اینکه دیگه مثل قدیم پاسپورت زیارتی با پاسپورت معمولی فرقی نمی کنه.اما من از کنسول می ترسم )لطفا مرا راهنمایی کنید؟ 3.بعد از اینکه ویزا گرفتی زمان expireشدن ویزا چقدر است ؟تا چه مدت حق داری از کشور خارج شی؟

ازاده

اسماعیل پر کردن فرمها هیچ کاری نداره شما از یه دارالترجمه کمک بگیرید من اینکار رو کردم برای عکس هم همون عکسی که برا ی ثبت نام دادی با سایز 5×5 همین

ارش

سلام اقا سعید.واقعاَ وبلاگ مفیدی داری.دستت درد نکنه. لطفاَ اگه میشه ادرس ایمیل چندتا از دوستانی که تو امریکا زندگی می کنند رو برام بفرست تا چندتا ازشون سوال کنم. مرسی

دانلود

سلام. من هم به روز هستم با مطالب جدید از دنیای نرم افزار. تبادل لینک با وبلاگ خوب شما که تولید محتوای سالم دارید موجب افتخار بنده ست. منتظرتون هستم. راستی لینک کوتاه شده ست. اگر روش کلیک کنید بعد از چند لحظه سایت من باز میشه. یا حق